آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

بدون عنوان

  اینم عکس آترین مامان که عشق روسری سر کردن پیدا کرده و  بالاخره امروز یه روسری بچگانه به سلیقه خود جیگرم براش  خریدم😄😄😄😜     ...
13 خرداد 1395

نبود بابا رضا

فروردگاه امام بدرقه بابا رضا برا رفتن به عمان,دختر پَکَر بود  همش میگفتی منم میخوام بیام میخوام بیام سوار هواپیما بشم 😘😘😘 عشقم یه بار رفتیم با هواپیما کیش ولی کوچک بودی و خیلی ذوق نداشتی😍😍😍😘   بابا رضا میخواست بره عمان یه سر پیش عمووو احمد ,خدا کنه  خیر باشه ,یه جوراییی جنبه کاری هم داره آخه😉     اینم مال یکی از روزایی که بابا نبود و مامان جون اومده بود  پیشمون تنها نباشیم و داشتیم برا ناهار میرفتیم خونشون که قبلش رفتیم خرید بستنی دیدی و هوس کرده بودیییی😘😘😘   اینم مال همون روزهاااست با مامان و مامان جون و مادرجون  رفتیم خونه خاله فرزانه و منم بردمت اینجا به قول خ...
19 ارديبهشت 1395

بدون عنوان

  جونم فدات ,تو این دوران که بابا رضا نبود دندون شکستت درد گرفت و بردمت به دوتا دکتر نشون دادم گفتن باید بکشیم و  با بابا جون مامان جون رفتیم تهران و پیش یه خانم دکتر دندونت رو کشیدیم ,خیلی بد بود اعصابم بهم ریخته بود😣😢😞 اینم عکست تو مطب دکتر بعد از کشیدن دندونت و جایزه ای که  خانوم دکتر دادن بهت😘😍😍الهی مامان فدای اون شکلت بشه   دوباره بردمت دکتر برا گذاشتن فضا نگهدار دکتر گفت برا دندون  جلو نیازی نیست فقط از جهت زیبایی است که اونم یه کم سخته  باید بسطهاش خوب تمیز بشه     ...
18 ارديبهشت 1395

نوروز 95

    نوروز سال 1395 که سال میمون هم بود   اینم سفره هفت سینمونه که تو چیدیش عشقم😘😘   تخم مرغهاشم کار شماست با آبرنگت رنگ کردی       اینم سیزده برفی ویلای باباجون اینا طالقان😘   خیلی خوش گذشت  کلی برف بازیم کردییییی😍😍     اینم مسافرت شمال عیدمون. ,که بابا جون اینا رفتیم یه جا   رستوران خاور خانوم که اینقدر شلوغ بود تا نوبتمون بشه رفتیم  اطرافش دور بزنیم که دیدیم یه جا با لباس محلی عکس میگیرن  3تایی عکس گرفتیمو........بعدش عاشق لباسه شده بودی و دلت نمیخواست در بیاریش و بساطی. ولی تو برگشت به یه نمایشگاه سنتی ب...
20 فروردين 1395

تولد 3 سالگیییی

تولد عشقم دخترم نفسم😘😘😘😘 کیک امسالت رو خودم درست کردم ,هر سال هر کیکی میرفتم  بیرون سفارش بدم میگفتن نمیشه منم حالم گرفته میشد. امسال خودم دست به کار شدم لباس دخترمم خودم دوختم تا مثل کیکش بشه😘😘😘😘😍😍     اینها هم عکسهای آتلیه شماااا😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍           امسال یه کم بزرگتر شده بودی و تولد تولد میکردی   همش میگفتی کی تولدم میشه بادکنک باد کنیم مهمون دعوت  کنیم امسالم از شانست حاجی بابا پدر بزرگ بابا رضا فوت کرد و تولدت عقب تر افتاد خیلیییی با برف شادی کلی حال کرده بودییییییئ امسال میخواستم دوستاتو بگم ولی نشد انشاالله سال آینده  ...
20 دی 1394